ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
980
سفرنامه شاردن ( فارسى )
چالچى باشى ( Tchalchi Bachi ) مىگويند ، و به معنى ارشد گروههاى نوازندگان است حال و روز بهترى دارند . اينان نيز در فرصتهاى مناسب به اميد گرفتن چيزى به خانهء جاهمندان و بزرگان مىروند ، و اگر شاه يكى از روى شناسان و اشراف را مورد عنايت قرار دهد يا منصبى عظيم بخشد ، يا يكى از اعيان براى ختنه كردن پسر بچهء خود مجلسى ترتيب دهد ، خوانده يا ناخوانده به بهانه مباركباد گويى براى هنرنمايى حضور مىيابند ، مگر چيزى به ايشان داده شود . ديگر نوازندگان چنان كه ديدهام و گفتم گروهى محروم و سيه ستارهاند و آه در بساط ندارند . رقصيدن و به عبارت ديگر پايكوبى و دست افشانى در نظر ايرانيان زشت و زننده و شرمآور است . زيرا در شريعت اسلام قبيحتر از نواختن اسباب طرب مىباشد ، و جز زنان روسپى بدين كار نمىپردازند . در زمانهاى قديم رميها نيز جز به بزهكاران و مجرمان اجازهء رقصيدن نمىدادند . به همين سبب مردان هرگز به رقص برنمىخيزند و فقط زنان آن چنانى مىرقصند . امّا وقتى در بزمى رقاصهها به پايكوبى و دست افشانى برمىخيزند مردى به منظور تحريك و تهييج ايشان آواز مىخواند ، و گاهى با حركات و اطوار خود گرمى و نشاط بيشترى به مجلس مىدهد . به طور كلى رقص ايرانيان همانند رقص همهء ملل مشرق زمين جنبهء نمايشى دارد و از حركات زيبا و دلپسند همچنين دقايق كمدى خالى نيست . مثلا گاهى عواطف و مظاهر متضاد و آزادگى و شيفتگى يا آزردگى و دردمندى در آن تجلّى مىكند . به هر روى انكار نمىتوان كرد آنچه بيشتر در اين نمايش جلوه مىكند مجموعهاى از تظاهرات بىعفافى و شهوانى و مستى خيز و دور از مكارم و فضايل انسانى مىباشد ، زيرا چيزى مؤثرتر از آن نمىپندارند . مدّت رقص گاهى از سه تا چهار ساعت درمىگذرد . صحنههاى اصلى رقص را بيشتر سر گروه رقاصهها به نمايش درمىآورد . همكارانش كه عدهشان بيش از چهار يا پنج نفر نمىباشند در بعضى صحنهها به او مىپيوندند . در پايان رقص خوانندگان و نوازندگان و رقاصهها معمولا به جهشها و پرشهايى مىپردازند كه بعض آنها خالى از خطر نيست . كمدينهاى اروپا غالبا در مكانهاى عمومى و هر جاى پر جمعيّت به هنرنمايى و رقص و آواز مىپردازند ، امّا اهل طرب ايران چنين نمىكنند و به جايى كه خوانده نشوند نمىروند . اين گروه غالبا به مزد و هديهاى كه دعوت كننده به آنان